اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

164

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

مقدار استعمال افيونى كه بدين نحو سازند از براى كسانى است كه معتاد به خوردن آن نباشند و فقط براى تقويت مزاج خورند كه به وزن دو گندم باشد . بعضى نيز بيشتر بخورند ، اما كم باشد ، ولى تا چهار گندم [ هم ] صرف نمايند . لاغرى و درد مفاصل ، فتور و ماندگى بيحد در استعمال افيون است . چون زيان كيفيت آن از انسان زايل گردد ، كدر و تفكر وى را فراگيرد و كسالت دست دهد . لهذا داعى شود كه قدرى به سبب اعادهء تفريح ، علاوه بر رسم معتاد ، صرف نمايند . اين فقره‌ها چون تكرار پذيرد ، سبب عادت بسيار خوردن شود و روزبروز بر مقدار و استعمالش افزون شود . در قهوه‌خانه‌هايى كه ذكر شد ، افيون خالص به مردم دهند ، و شود كه ممزوج به ساير ادويه نيز باشد . برحسب خواهش شخص از هر قسم كه خواهد ، شربت خشخاش هم بياورند و بخورند و ساعتى چند تفريح نمايند . پوست خشخاش كه به‌جهت تهيهء اين شربت است ، بايد تيغ نخورده ، و قدرى پيش از زمان نضج آن ، چيده شده باشد ، تا مقدارى افيون در آن بماند و سبب قوت و اثر شربت مزبور شود . پوست خشخاش كه در اروپا به سبب برخى امراض استعمال كنند ، به اين قوت و اثر نباشد ، زيرا هواى مملكت فرنگستان ترتيب درستى در ترياك نكند و بايد ديرتر چيده شود . شربت ديگرى كه در اين قهوه‌خانه‌ها مىدهند و مىخورند و قويتر از شربت خشخاش باشد ، از برگ شاهدانج ترتيب دهند . در شريعت كه شربت پختن را مانعى نباشد ، [ بويژه ] اين شربت را مانع است . هنگامى كه در ايران بوديم ، آغا محمد شاه هر كسى را كه از اين شربت خوردى يا فروختى ، سياست كردى . عموما اشخاصى كه از خاندان رفيع و نجابت هستند و تربيتى و تعليمى ديده باشند ، استعمال ترياك را در ايران به اندازه‌اى صرف نمايند كه ما آب رز را در فرنگستان ، و ابدا خود را بدان معتاد نكنند و افراط و تجاوز از حد روان ندارند ، و به استعمال مقدارى كه موجب زيانى نشود ، راضى باشند . حكومت ، هر وقتى كه ملاحظه كرد كه استعمال افيون بسيار در مملكت شايع گرديده است ، به علما و ارباب شرايع متوسل مىشود كه مردم را در منع آن نصايح نمايند ، و حكم كنند و مردم را مانع شوند . امّا بهتر آن بودى كه استعمال آن را به مردم [ به‌كلى ] اجازه ندادى . ترياك و چرس ، اگر چه ترياك و چرس به قدر قليل هم استعمال شود ، در مزاج آثار بدى باقى گذارد و موجب كندى ذهن و بلادت و لاغرى بدن و فتورى قوا و مضرات ديگر شود كه بالاخره شخص را به گورستان برد . . .